ای فرشته امید!

مادر! رایحه دل انگیز وجودت، مرا تا عمق حیات به سرزمین نور، به وادی سحر، به دیار شکفتن و بلوغ، و به دیار حضور و سرور پیش می برد. با نگاهی به چهره زیبایت، منزلْ منزلِ عمرم را که به خاطر می آورم، تو را می بینم که کردارت همه مزین به مضامین هستی بخش است.

ای فرشته امید و آرزو! درامتداد نگاه پر فروغت، عطوفت و مهربانی معنا می شود که در حقیقت از مهربانی خدا رنگ و بو گرفته است.

مادر! خاطره های لطیف دستانت، یادگار همیشه جاری در احساس من است و نقش تو در قالب خاطره ام، همیشه جاودان خواهد بود. مادر، ای عصاره فداکاری ها و ای اسطوره عشق! تمام گل های سپید باغستان را به پایت می ریزم تا بر چشم هایم قد بگذاری.

شناخت حق مادر

در روایتی از امام سجاد علیه السلام درباره شناخت حق مادر چنین آمده است: «حق مادرت این است که بدانی او به گونه ای تو را حمل کرده که هیچ کس دیگری را حمل نمی کند و از میوه قلبش به گونه ای تو را غذا داد که هیچ کس چنین عطایی به دیگری نمی کند.

او از تو با تمام اعضایش پاسداری کرد. بی پروا از گرسنگی خویش تو را سیر کرد و بی باک از تشنگی خود تو را سیراب ساخت. بی توجه به تن پوش خویش تو را پوشاند. در آفتاب ماند تا بر توسایه افکند و برای تو بی خواب گشت و تو را از گرما و سرما پاس داشت تا تو از آنِ او باشی. بی شک جز به یاری و مددرسانی خداوند متعال، توان سپاس گزاری او را نداری».

خدمات جبران ناپذیر مادر

چنین نقل شده است که مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: مادرم سخت پیر شده است و اکنون نزد من زندگی می کند. او را بر دوش می گیرم و جا به جا می کنم. از درآمدم غذایش می دهم. پلیدی های او را با دست می زدایم و با این حال، از روی شرم چهره ام را از او برمی گردانم، تا آن که بدین وسیله او را تعظیم کرده باشم. پس آیا تلافی خدمات او را کرده ام.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «نه، برای آن که شکم او جای تو بود و سینه هایش مشک تو. پاهایش هم چون مرکب تو و دامنش خوابگاه تو بود. او این کارها را می کرد و آرزوی زنده ماندن تو را داشت، و اکنون تو این کارها را می کنی و دوست داری که او بمیرد».

انس با مادر، بهتر از جهاد

جوانی به محضر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و گفت: من جوان شادابی هستم و جهاد را دوست دارم، ولی مادری دارم که جهاد من برای او ناگوار است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «باز گرد و با مادرت زندگی کن. سوگند به خدایی که مرا به حق به پیامبری فرستاد، یک شب انس او با تو، از جهاد در راه خداوند متعال برتر است».

نیز در روایتی دیگر چنین آمده است: شخصی به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و درباره جهاد پرسید. آن حضرت فرمود: آیا مادر داری؟ شخص گفت: آری. پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «برو و او را گرامی دار. بی شک بهشت زیر گام های مادران است».

نقش مادران در سازندگی جامعه

مادران، اولین آموزگاران جامعه هستند که می توانند سبب رشد، ترقی و پیشرفت آن شوند؛ چرا که این مادران هستند که می توانند با به کارگیری روش های مهم و سازنده، در تربیت صحیح فرزندانشان نقش مهمی ایفا نمایند.

بدیهی است که سهل انگاری یک مادر در امور فرزندانش، زمینه ساز انحراف و تباهی آن هاست. در حقیقت تباهی فرزندان یک جامعه، تباهی آن جامعه محسوب می گردد. امروزه که تهاجم فرهنگی کشورهای غربی بر جوامع اسلامی بیش تر شده، نقش اساسی مادران به عنوان نخستین عاملان تربیت یک جامعه، بیش از پیش آشکار گردیده است.

حق مادر بیش از پدر

ایثار و فداکاری های مادر در مورد فرزند، بیش از پدر است. از این رو، دین اسلام با این که احترام به هر دو آن بزرگواران را لازم و نیکی و خدمت به آن ها را واجب برمی شمرد، ولی در مورد مادر، سفارش های بیش تری می کند.

شخصی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: یا رسول اللّه ! حق کدام یک از پدر و مادر بزرگ تر است؟ پیامبر پاسخ دادند: «حق کسی بزرگ تر است که فرزند را در میان دو پهلویش حمل می کند و او را شیر می دهد و روی دو زانویش می نشاند و با دو دست خود به او کمک می کند و به او فداکاری می نماید».

نیز نقل شده است که شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و پرسید: به چه کسی شایسته تر است نیکی کنم؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: «به مادرت». شخص تا سه مرتبه این سوال را تکرار کرد و همین جواب را شنید. سرانجام حضرت در مرتبه چهارم فرمود: «به پدرت نیکی کن».

تأکید قرآن بر زحمات مادر

قرآن مجید در موارد متعدد، انسان ها را به نیکی به پدر و مادر فرا می خواند، ولی در مورد مادر و قدردانی از زحمات فراوان او، بیش تر تاکید کرده، نام او را جداگانه مطرح می کند و از زحمات مادر در تداوم سلسله انسان ها و تحمل زحمات و مشکلات دوران بارداری و تحمل زحمات پس از آن سخن می گوید. در آیه پانزدهم سوره مبارک احقاف چنین می خوانیم: «ما به انسان برای رعایت احسان و نیکی به پدرو مادرش توصیه کردیم. مادر او دوره بارداری را با رنج و مشقت به آخر رسانید و درد زایمان را نیز تحمل کرد و زحمات دوره شیرخوارگی کودک را نیز در مدت سی ماه متحمل شد».

پاداش اطاعت از مادر

در تاریخ آمده که اویس قرنی یکی از اصحاب پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بود. او شتربانی می کرد و از اجرت آن، مخارج مادر خود را می پرداخت. روزی برای زیارت رسول خدا از مادرش اجازه خواست و مادر به او گفت: اجازه می دهم به شرط آن که بیش از نصف روز در مدینه نمانی. اویس حرکت کرد و به منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه رسید، ولی آن حضرت به سفر رفته بود. اویس طبق وعده ای که با مادرش کرده بود، پس از توقف اندکی در مدینه، به سوی یمن حرکت کرد و پیامبر را ندید.

هنگامی که رسول خدا به خانه خود بازگشتند، پرسیدند: این نور کیست که در این خانه تابیده است؟ گفتند: شتربانی به نام اویس آمد و زود بازگشت. حضرت فرمودند: آری، اویس در خانه ما این نور را به هدیه گذاشت و رفت.

نگاه محبت آمیز به مادر

یکی از شیوه های عملی ابراز محبت، نگاه عطوفت آمیز به مادر است. داستان نگاه بسیار شگفت است و هر نگاهی پیامی دارد. نگاه محبت آمیز به مادر، در حقیقت پیام سپاس گزاری و قدردانی از زحمات بی شمار او را به همراه دارد. نگاهی که صفا و صمیمیت را در کانون خانواده افزایش می دهد و از خستگی یک عمر زحمات مادر می کاهد. از این روست که در روایتی، نگاه محبت آمیز فرزند به مادر، عبادت برشمرده شده است. نیز در فرمایشی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین می خوانیم: «هنگامی که فرزند با مهر و محبت به چهره مادر خود نگاه می کند، درهای آسمان به رحمت گشوده می شود».

دعای خیر مادر

یکی از آثار نیکی به مادر، بهره مندی از دعای خیر اوست. در روایات بسیاری چنین آمده که دعاهای مادر در مورد فرزندش مستجاب می گردد.

چه بهره ای از این بالاتر، چه پیروزی از این شکوه مندتر که انسان از دعای خیر مادر خویش بهره مند شود. کاوش در زندگی پیروزمردان تاریخ، نشان می دهد که یکی از عوامل مهم معنوی در سعادت و موفقیت آنان، دعای مادرانشان بوده است. از این رو، توجه به نقش این عامل معنوی در زندگی، ما را بر آن می دارد که پیوسته خواهان و جویای دعای خیر و سرنوشت ساز او باشیم.

نتیجه نارضایتی مادر

در عصر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله یکی از مسلمانان در بستر مرگ قرار گرفت. آن حضرت بر بالین او حاضر شد و چون حالت احتضار او را دید، به او فرمود: بگو لا اله الا الله. ولی شخص توان سخن گفتن نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله چندین بار جمله خود را تکرار کرد، ولی او نمی توانست حرفی بزند. پیامبر از مادر آن شخص سؤال کرد: آیا از پسرت راضی هستی؟ گفت: نه از او راضی نیستم. رسول خدا فرمود: دوست دارم از او راضی شوی. مادر شفاعت پیامبر را در مورد فرزندش پذیرفت و از پسرش راضی شد و در این هنگام، جمله «لا اله الا اللّه » بر زبان آن شخص جاری گردید. بعد پیامبر صلی الله علیه و آله به او گفت: چه می بینی؟ شخص گفت: دو سیاه چهره می بینم که دور می شوند و دو شخص روشن و نورانی می بینم که وارد اتاق می گردند

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 22:14  توسط ساحل سعیدی  |